جایی خوندم که محمد نورری زاد به رسم این چند وقت اخیر از اوین نامه ای این بار به سید حسن مصطفوی نوشته و از هتک حرمت 14 خرداد به نظر خودش نوشته و تسلیت گفته و ...
حرف این نیست که چرا گفتی و نوشتی و حرف زدی و الان هم مهم نیست که اصلا درست میگی یا نه ، حرف اصلی اینه که شما که خط و ربط خودت رو جدا کردی چرا دوباره با همون ادبیات قبلی و ژست های قبلی حرف میزنی؟ فکر نمی کنی ادای آوینی رو درآوردن از همون اولش هم بهت نمی اومد ، این لباس برای شما خیلی گشاد بود؟
شما از چی داری دفاع میکنی؟ از کی داری دفاع میکنی ؟ مردم رو و خودت رو کی فرض میکنی ؟چی فرض کردی؟ برای کسی وا مصیبتا میگی که عکس مسیر پدر بزرگ و پدرش حرکت کرده و میکنه؟
با کسایی پالوده خوری میکنه که خیانتشون اظهر من الشمس شده بعد از یکسال . بعد از یکسال که از همه صدا در اومد و پته ها به آب شد شما هنوز تو توهم سال قبلی .
بعد همون شمایی که با ادبیات امثال آوینی حرف میزنی خودت رو عاقل تر از ولی میدونی و دم از این میزنی که فلانی خودش رو نباید با امیرالمومنین (نستجیر بالله) مقایسه کنه ؟ هر چند که در مثل جای مناقشه نیست ، فلانی هم این کار رو نکرده اما شما چون تو توهم یکساله هنوز که هنوزه به سر می برید. فرق مثل و یکی دونستن رو از هم تشخیص نمی دید، الان هم شما یا از روی نادانی یا تکبر نمی خواهید برگردید و به گذشته برای درس گرفتن دقیق تر نگاه کنید که چی شد تو زمانی به این کوتاهی این همه تقییر موضع دادید شمایی که رهبر رو نایب امام می دونستید. شاید هم خیلی وقته که بریده بودید اما در لباس نفاق بودید ا. گه اینطور ه که لباس نو مبارک.
شاید گفتن برای چون شمایی کمتر افاقه کنه چرا که وقتی یکی با نبوغ تمام و با رانت کامل سریالی رو با بودجه بیت المال می سازه که حتی خودش هم آخر نفهمه که فیلم سیاسی بود؟ تاریخی بود؟ عقیدتی بود؟ یا ملغمه ای از همه اینها در عین حال تو توهم فضل خودش به جایی می رسه که هیچ کسی رو بهتر از خودش و فکری رو اکمل تر از فکر خودش و برداشتی قریب به صحت تر از برداشت خودش ندونه ، نهایتا منجر به این میشه که تو زمینه کاریش هم فیلمی بسازه بنام پرچم های قلعه کاوه که یک میلیارد خرجش کنه اما 4 میلیون بفروشه بعد مردم رو به بی .... چی بگم ولش کن.
آخرش هم همینه دیگه که اگه به اسب آقا بگی یابو بهش بر میخوره و خدا رو هم محکوم میکنه که چرا نعوذ بالله تو که خدایی فلانی رو فلان جا گذاشتی اما اونجا جای اون نبود!
بالاخره توهم و پول مساله دار آدم رو با کسایی سر یه سفره میاره که خارجی هاش دستشون به خون مردم آغشته است و داخلی هاش جیبشون به چپاول پول بیت المال و دلارهای نفتی خون آلود.
شاید شما هم به عضویت یکی از اون سه هزار سازمان مردم نهاد تحت حمایت امریکا دراومدید و خبر ندارید ان شاالله که من اشتباه کنم و شما منزه باشی اما ما از روح خدا یاد گرفتیم که عقیده رو به نسب مقدم بدونیم همون کاری که علی در بدر و خیبر کرد و نهیت خدا به نوح که اون کسی که روی کوه ایستاده خویش تو نیست ، خویش تو اونیه که با تو تو کشتی نشسته!
بله آقای نوری زاد خویش انقلاب کسی که با انقلاب تو کشتی انقلاب نشسته نه اونی که دستش تو گردن طاغوته! حتما که یادتون هست سوابق گذشته رو.
مگر شما نبودی كه در كيهان شنبه 4/5/1376 نوشتی:
"امروز دنيا
باور كرده است كه رهبر اين نظام، قاطع ترين، مؤمن ترين،
نترس ترين، عادل ترين، و آينده نگرترين فردي است كه تاريخ
اسلام، بعد از ظهور خميني كبير، به خود ديده است. حالا اين
عصاره خوبي ها، وقتي انگشت بر ماجرايي مي گذارند و ما را
هشدار مي دهند، اين ديگر به عرضه و لياقت و اندازه مسلماني
ما برمي گردد كه به چه ميزان در تامين انديشه ها و
رهنمودهاي ايشان پا به ميدان گذاريم و آن كنيم كه بايسته
است. در منظر ما، "كوفيان" مردمي سست اراده و دنيا طلب و
عافيت جو و بي وفا و رياكار و حقير و جفاكار بودند. دوستي
مي گفت: آدم ، آمريكايي باشد، كوفي نباشد. علت نفرت مردم
ما از اين سمبل تاريخ، و اصرار بر تكرار اين شعار جاوداني
كه "ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند" شايد به همين دليل
است كه نقاط آسيب پذير خود را مرتب در نظر آورند و راه را
بر بدترين حادثه اهل بيت، يعني "تنها ماندن امامان خود سد
كنند. "
سيد رضي مي گويد: "جمله كوتاه اما پرمعناي
فَمَاعَدا مِمَابَدَا (چه شد كه از پيمان خود بازگشتي؟)
براي نخستين بار از امام شنيده شده و پيش از اين از كسي
اين سخن شنيده نشد."
خدايا به تو پناه مي بريم از شر اين ها و از
شر نفس خودمان كه مبادا چنين شويم.
+ نوشته شده توسط amin در جمعه بیست و یکم خرداد 1389 و ساعت
5:15 بعد از ظهر |